بایگانی دسته: کلام عقل

رسم پرواز…

  سال هاست که در مکتب زندگی تحصیل کمال می کنم. کودکی ام که به پایان رسید، روزگار مرا به دست زندگی سپرد تا بیاموزدم راه و رسم پرواز را… زندگی، این سخت گیر آموزگار، ترکه ی تنبه به دست … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان کوتاه - تمثیلی, کلام دل, کلام عقل | ۱۸ پاسخ

خاک اَرّه های ذهن…

اَرّه ی اندیشه به دست گرفته ام تا از الوار ذهنم، بسازم قابی برای آیینه ی چشمانم. و آنگاه قابِ آینه را بر روی طاقچه ی قلبم بگذارم و هر روز ساعت ها رو به رویش بنشینم و با نگاهی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در کلام عقل | ۱۸ پاسخ

چهار عنصر فریب …

خاک … کوزه گر با مشقت و رنج، زمین صحرا را می کند، یک دامن خاک بر می گیرد، در حالی که آفتاب،  با قلم آتشینش صورت بی حفاظ و دستان عریان مرد را به رنگ همان مشتِ خاکِ رسِ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در کلام عقل | ۱۹ پاسخ

ردای عمر …

گذشته را می کاوم و رج به رجِ این ردای بافته ز تار و پود کام ها و نا کامی ها را از هم می درانم تا شاید بیابم نشانه ای، برهانی یا رازی نهفته در بطن دانه ها که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در کلام عقل | ۲۴ پاسخ

لرزه بر ایمان …

یک لحظه ایستادم. سرم را به سوی آسمان بلند کردم و پرسیدم: آخر این راه کجاست؟ این جاده به کجا می رسد؟ جوابی نرسید… انتظار کشیدم… گردنم بسوی آسمان خشک شد، ولی لام تا کام حرفی نزد… ولی سنگینی نگاهش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در کلام عقل | ۳۳ پاسخ

تیشه ها و ریشه ها …

ساختمان رو به رویی را خراب کردند. دو کارگر نوجوان و کم بنیه. از یک صبح تا ظهر. با دو تیشه ی مستعمل. ساختمان رو به رویی چه مظلوم و بی صدا سرنوشت محتومش را پذیرفت و پیکر به تیشه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در کلام عقل | ۳۱ پاسخ

متضاد یا مترادف؟ مسئله اینست …

زندگی شیرین است، اما سخت. زندگی  سخت است، اما شیرین. آیا حلاوت زندگی مستلزم سختی هاست، یا سختی ها به مذاق ما خوش می آیند؟ . . . هر چقدر که دیروز و امروز را می کاوم بیشتر پی می … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در کلام عقل | ۲۷ پاسخ