بایگانی دسته: کلام عشق

هر روزِ بعد از تو…

  هر بامدادان، روزِ نو پرده ی کهنه و غبارآلود پلک هایم را به کناری می زند. چشم می گشایم. نورِ تند حقیقت به یکباره بر دیدگانم می پاشد و آنگاه، خاطره ات بیدار می شود… . . . خاطره … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در کلام عشق | ۳ پاسخ

عشقْ لرزه…

دیوار دلم ترک برداشت و دردی عظیم به بلعیدنم دهان بازکرد، آن زمان که حقیقت فراق، تمام وجودم را لرزاند… . . . زلزله ای مهیب تمام هستی ام را تکان داد. به لرزه ها و پس لرزه های بی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در کلام عشق | ۷ پاسخ

مرثیه ی وصال …

آه، محبوب من، چه زود عشقمان بزرگ شد. چه زود عشقمان به بلوغ رسید… . . . عشقِ نورس همچون کودکی نوپا، شیرین است و دلفریب. هر بازیچه ای آن را به شوق می آورد و هر بهانه ای او … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در کلام عشق | ۲۷ پاسخ

راز عشق …

فتیله ی شمع، دل به آتش داده بود و سرمست و شاد، دست در دست شعله می رقصید و عشوه گری می کرد. شعله و فتیله به هم می پیچیدند و شور عشق بازی شان چشم ها را به خود … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در کلام عشق | ۲۲ پاسخ